یکی از همکارام تو اداره با یکی دوست بود سالهای سال بعد یهو بهم خورد بینشون نمی دونم والا این همکار بهم گفت پسره یهو ولش کرده و گفت که هر چی از دهنش بیرون اومده نثار همکار ما کرده و همه چی تموم شده این همکار خودش رو خیلی خیلی خیلی های کلاس نشون میداد خیلی خودش رو به من نزدیک کرد منم دیدم بابا عجب دختر خوبی (روباره مکار برای یه لحظه ش هست) معرفیش کردم به برادر شوهر بیچاره ام که واقعا هیچی از کمالات کم نداره و جای برادری انقدر ظاهر قشنگی داره که با اینکه ۳۸ سالشه دخترا براش کشت و کشتار میکنند نه اینکه فکر کنید چون برادر شوهرمه ازش تعریف می کنم خلاصه این دختره کپک زده سی ساله لیسانس قلابی که بلد نیست حتی سی دی رایت کنه معرفی شد و برادر شوهر ما ازش خوشش نیومد دختره یا همون جاری تلفن میزد به من و زار میزد و از من طلب کمک میکرد که برادر شوهرت از من خوشش نمی یاد تو روش بهش گفته بود از قیافت خوشم نمی یاد حتی گفته بود دوست داری بعد از ازدواج من چشمم دنبال این و اون باشه دختره با کمال میل پذیرفته بود جریانش خیلی طولانیه بعد این کپک زده روز عقدشون برادر شوهرم رو به زور جادو جنبل و گریه بردش محضر حتی تو عکساشون چهره ناراحت برادر شوهرم کاملا واضحه خلاصه سرتون و درد نیارم اینا عقد کردن و دختره هیچی ندار از اونجا که متوجه شدیم بعد از عقد نه قیافه داره نه حتی اخلاق قبل از خونده شدن خطبه عقد رو (یعنی همون خری که از پل گذشت و تازه خود واقعیش رو نشون داد) جلوی من می شست از اینکه ما جفتمون همدیگه رو خواستیم حرف میزد ما هم که به خاطر احترام به برادر شوهر لال می شدیم و نمی تونستیم بهش بگیم مگه تو همونی نبودی که زار میزدی و بهش میگفتی بیا منو بگیر بدبخت بی لیاقت بی شخصیت بعد از چند وقت شروع کرد از خانواده شوهر برای من اراجیف بافتن که مادر شوهر پشت سرت اینو میگه پشت سر شوهرت اونو میگه و خلاصه ما هم خرررررررررر اگه خرررررررر نبودم که این چوپان دروغگو رو باید زودتر می شناختم یه مدت به واسطه حرفهایی که زد با خانواده شوهرم کمتر در رفت و آمد بودم تا بعد از خیلی جریانات رسیدیم به سیزده به در که قرار شد با همین جاری حروم زاده بریم بیرون من زنگ زدم بهش خونه مادر شوهر بود بهش گفتم لو نده من پشت خطم و ما بیرون منتظرتون هستیم نگو این حروم لقمه به محض قطع کردن به خواهر شوهرم میگه فلانی پشت خط بوده و گفته لو نده منم (پست فطرت زباله گربه صفت) ما رفتیم و اینا نیومدن بعد از چند ساعت برادر شوهرم اومد پیشمون و گفت جاری گوسفند مونده خونه که خانواده شوهرم تنها نباشن نه اینکه تا حالا هر مسافرتی و هر بیرونی رفته بوده اینا رو با خودشون برده بود از اون جهت فقط دارم میگم که بشناسید چقدر می تونه نطفه یه نفر حروم باشه خلاصه شبش باز هم قرار شد بریم باهاشون بستنی بخوریم با شوهرش بگو مگوش شد و ناز و نوز چوسکی براش اومد که من نمی یام آخه یکی نیست بگه کپک ترشیده گندیده تو رو چه به ناز کردن بو گندو من خررررر دوباره کلی راهنمائیش کردم که سعی کن همیشه همراه شوهرت باشی و کلی هم به برادر شوهر گفتیم گناه داره اینطوری باهاش رفتار نکن و از این صوبتا فرداش جای مو اسکاچی اومد تو اداره بهم گفت که مادر شوهرت از دستت ناراحته (به دروغ) نه اینکه سوخته بود برادر شوهر جلوی من بهش توپیده میخواست یه جوری منو ناراحت کنه من خرررررر هم برای اینکه شاید نخواد ضایع شه ازش اجازه گرفتم که زنگ بزنم به مادر شوهرم اونم از اونجا که کم نیاره جلوی من گفت حتما زنگ بزن خلاصه زنگ زدم به مادر شوهر و گفتم که مثل اینکه از دست ما ناراحت شدید روز سیزده مادر شوهر خیلی عصبانی گفت نه چطور گفتم شما گفتید که دوستاشون رو به ما ترجیج دادن و چند بار گفتید آش درست کنم بریم بیرون ما قبول نکردیم مادر شوهرم حسابی عصبانی شد و قسم خورد که فلانی دروغ گفته و اتفاقا پشت سر شما به ف خواهر شوهرم خیلی حرفها میزنه تازه اونجا بود فهمیدم که آدرس وبلاگ من رو با بو کشیدن پیدا کرده و ته وبلاگم رو در آورده و به ده نفر دیگه هم آدرس وبلاگم رو داده منم چند تا از حرفهایی که پشت سرشون زده بود و گفتم و تازه همشو رو نکردم ضضضررررررررر بزنه م بهش البته حیف از اینکه آدم بخواد ب به سر همچین سگ پست فطرت حروم زاده بی شرفی که الحق خوب جواب محبتهای من و داد به قول یکی می گفت مادرش اینو نزائیده گلاب به روتون ریده خلاصه بعد خونه مادر شوهر میگه تو به من حسودی میکنی بدبخت پشگل مو اسکاچی اگه من به تو حسادت میکردم که تو رو معرفی نمیکردم حروم زاده کثیف آخه چی تو خودت دیدی که خیال کردی من بهت حسادت میکنم زنیکه خراب توئیکه هنوز بعد از شوهر کردن تو کف پسرا هستی یه سر برا فلان پسر مجرد اداره فال می گیری که قضیه اش با فلان خانم هکار جدیه یا نه توئیکه عکسهای پارتی آقای خ و خانم ع رو مثل روباه مکار از تو فلشش برداشتی و به همه نشون دادی توئیکه به دروغ به همه گفتی شوهرت خلبانه ( خر و چه به بیسکوئیت) آخه افغانی از سر تو زیادیه آشغال پشت سر من به خانواده شوهرم کلی چرت و پرت گفته بود آشغال عوضی حروزاده نمک به حروم هیچ کلمه ای هنوز برای توصیف اون ذات تاپاله و کثیفت پیدا نشده که نثارت کنم توله سگ تو از سکوت من نهایت سوء استفاده رو کردی بدبخت تو می خواستی به واسطه خراب کردن من و جاری بزرگه خودت رو خوب نشون بدی چون در اصل خودت چیزی نداری خیال کردی خیلی زرنگی من خررر بودم گولت رو خوردم بقیه خیلی قبلتر از اینا شناخته بودنت
با بد کسی در افتادی اس ام اسی که بهم دادی و حرفهایی که پشت سرم زدی حقتو کف دستت میزارم فکر نکن قضیه به همین جا ختم میشه گوسفند چرون دروغگو حالا حالاها برات دارم خیلی از حرفهاتو هنوز رو نکردم تاپاله چرا به شوهرت نگفتی در جواب اس ام است چی جوابت رو دادم بزدل پست فطرت زنیکه خراب که خیلیا گفتن وقتی باهاشون بیرون میری چشمت دنبال پسراست تو لیاقت برادر شوهر من و خانواده اش رو نداشتی حالا تو میخوای من و نفرین کنی تو خودت نفرین شده هستی تو اگه دعات مستجاب میشد که حال و روزت این نبود کپک سیر ترشی توئی که حسودی خانم م ع رو می کنی و یک سره این ور و اون ور براش فال میگیری که ببینی قضیه اش با آقای خ جدیه یا نه از بس دماغت رو کردی تو کفش مردم و بو کشیدی از شوهر خودت غافل شدی بی لیاقت حروم زاده. واگذارت میکنم به همین الله اکبر چون حتی نفرین کردن تو هم زیادیه خدا بهتر جوابت رو میده هرزه خیابونی.
خلاصه اینکه مادر مو اسکاچی به همراه پدرش ۱۰ صبح رفتن خونه مادر شوهر و کلی بابت اخلاق گه دختر تاپاله شون معذرت خواهی کردن و آخر سر که داشتن می رفتن گفتن اگر اجازه بدید ما به همراه مو اسکاچی بیائیم مو اسکاچی میخواد ازتون معذرت خواهی کنه چند شبه خواب و خوراک نداره (خواست مثل الاغ جفتک پرونی نکنه) مادر شوهرم تعارف زده برای شام بیائید انقدر که دلش بزرگه اینا هم رو هوا قبول کردن خوبه روشون میشه والا برای شام بیان برای نامزدی و بله برون که جلوی ما شربت و لیمو شیرین گذاشته بودن انگاری ما سرما خورده بودیم مایه آبروریزی حیثیت ما رو هم جلوی خانواده شوهرمون بردن و ضمن اینکه ساعت ۹ شب وقتی داشتیم بر می گشتیم با این که یه گله مهمون داشتن به احترام پدر شوهر مادر شوهرم که سنشون بالاست یه تعارف برای شام نزدن فکر کردن اگه تعارف کنن ما با کله می ریم تو سفره شون البته سفره ای که ندیدیم خلاصه که خونه تهرانپارسیشون شده ته غربت آباد حالا کله الاغی فردا برای عرض معذرت و غلط کردن میخواد بره خونه مادر شوهر و جالب اینجاست که داره با دم الاغیش گردو می شکنه خاک تو سرت که انقدر بی عاری خاک عالم تو سرت که پدر مادرت رو انقدر کوچیک می کنی که زنگ بزنن معذرت خواهی کنن تو آدمی؟ کسی که به پدر مادر خودش رحم نکنه آدمه پست فطرتی هستی که دومی نداری بیچاره پدر مادرت نمی دونستن وقتی کله الاغی بزرگ بشه انقدر میخواد مایه شرمندگیشون بشه اونم جلوی خانواده شوهر.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 13:12  توسط ...
|
سلام بر دوستان عزیز
حرام زاده یا همون حروم زاده کیست؟ کسی که مثل سگ دماغش رو میکنه تو کفش من و شوهرم و بو میکشه
بی همه کس و بی همه چیز کیست؟ کسی که سر سفره پدر و مادر بزرگ نشده باشه و لقمه حروم خورده باشه در اصل همون حروم لقمه و نمک به حروم
پست فطرت کیست؟ پست فطرت کسی هست که ماجراهایی را به دروغ از زبان مادر شوهر برای فامیل و جاری یا همان همکارش بازگو کند یعنی در اصل همون نمایش نامه نویس بازیگر هنرپیشه کسی که دارای ذات کثیف باشد و همه در عجب باشند که منظور ایشان از این کارها چه بوده کسی که روح خواهرش را قسم بخورد و باز هم دروغ بگوید یعنی کسی که پی نو کیو و چوپان دروغگو و بهروز خالی بند جلویش لنگ بیندازند و سجده اش کنند
ادامه دارد ...
از فضولی مردن یعنی چی؟ یعنی انقدر زندگی عادی من و شوهرم برای جاری مهم باشه که سر و ته وبلاگ من رو بخونه بعد بهم بگه تو فککککررررر میکنی زندگیت برای من مهمه؟ در صورتیکه کشف وبلاگ من رو حین در آوردن کفش پشت در خونه مادر شوهر عین همین عبارت برای خواهر شوهرم مطرح میکنه "هه هه هه ها ها ها واااااااااااااااااااااااایییییییییییییی یه کشف مهم کردم ش وبلاگ داره بدو بریم بخونیمش ببین چقدر بیکاره که می شینه خاطره هاش رو می نویسه آره من بی کارم به تو چه بوکش بی کار و سگ بوکش کسیه که سر و ته وبلاگ من رو بخونه بعد بگه حیف خیلیاش رمزی هستن نمیشه بخونی توجه کردین این آدمیه که به من میگه بی کار
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 12:23  توسط ...